کد خبر : 1625تاریخ انتشار : دوشنبه 12 دي 1390 - 00:28:07
تعداد بازدید : 206تکمیل شاهکارهای مس
دیگر چه می توان گفت...؟!
شاهکار آقایان برای مس در این فصل کامل تر شد و این تیم در راستای ناامید کردن هوادارانش و کرمانی ها از جام حذفی هم حذف شد تا یکبار دیگر خون به دل همه آن ها کند!
شاهکار آقایان برای مس در این فصل کامل تر شد و این تیم در راستای ناامید کردن هوادارانش و کرمانی ها از جام حذفی هم حذف شد تا یکبار دیگر خون به دل همه آن ها کند!

مسی ها که امید زیادی داشتند از این طریق بر همه زخم های خود در این فصل مرهمی بگذارند و سال 90 را از تلخی محض برای خود در بیاورند حالا باید با کامی تلخ تر و چشمانی کاملا نگران تر وضعیت تیم خود را دنبال کنند.
البته که رسیدن به فینال جام حذفی لیاقت می خواهد و آنچه که مسلم است این مس با این وضعیت شایستگی خود را برای رسیدن به این قله مهم نشان نداد.
نتایجی که مس در زمین می گیرد آینه تمام قد اقدامات رخ داده در این تیم در خارج از زمین است... حذف از جام حذفی تلخ بود اما تلخ تر از آن تداوم ناکامی ها در مس است.
مس دیگر فرصت کوچکترین اشتباه را ندارد و یا همین امروز باید تمام اتفاقاتی که منجر به ناراحتی نظیر غم بوشهر می شوند از تیم زدوده شوند و یا با ادامه آن ها در نیم فصل دوم که جای کوچکترین اشتباهی نیست روزگار خودمان را کاملا سیاه کنیم!
1_ برای کرمانی هایی که در به در به دنبال رسیدن به یک روزنه خوشبختی با تیم مس بودند عصر جمعه روز متفاوتی بود. آن ها اصلا دوست نداشتند لبخند کوچکی که تیم آن ها در جام حذفی بعد از مدت ها بر لبشان گذاشته بود خیلی زود جایش را به آه بر لبان آن ها بدهد. آن ها کاملا مترصد بودند تا از این روزنه برای آشتی با تیمشان استفاده کنند و یکبار دیگر نام مس را با غرور بر زبان بیاورند. تیم آن ها مدت هاست کارهای جدیدش را به کارهای ناامید کننده اختصاص داده است و رسیدن به فینال جام حذفی می توانست راه را برای فاکتور گرفتن همه آن اتفاقات باز کند و دوره جدید زندگی مس و هوادارنش را بعد از همه سیاهی ها شروع کند. اما عصر جمعه یکبار دیگر آنچه مس ارزانی هوادارنش کرد غم بود و قصه و آنچه از خود برای آن ها به یادگار گذاشت شکاف بیشتری بود که فعلا قرار نیست هیچکس برای پر کردن آن قدمی جلو بگذارد. عصر جمعه یکبار دیگر همه در کرمان دمق شدند و ناراحتی از صدای گرفته همه معلوم بود. در روزی که در بوشهر عروسی بود غم عالم بر دل کرمانی ها نشسته بود. غمی که مدت هاست بر دل آن هاست ولی نه تنها برایشان عادی نشده است که هرروز داغی آن به همت دوستان تازه می شود و باز تازه می شود...عصر جمعه شاه بیت سر زبان کرمانی ها کاملا مشترک بود... ان ها زیر لب زمزمه می کردند: چون دوست دشمنی کرد ، دیگر چه میتوان گفت، با یار ناجوانمرد دیگر چه میتوان گفت، با محرمان همراز،با همرهان ناساز،با همزبان بد عهد، دیگر چه میتوان گفت...؟!
2_ این باخت ها برای کرمانی ها قابل تحمل نیست چراکه قبل از اینکه به حریف ببازند از داخل خود شکست می خورند. تحمل باخت از حریف به مراتب راحت تر از این است که خود باختگی را تحمل کنیم. برای همه مثل روز روشن بود فرصت بازی با شاهین یک فرصت تاریخی است. بوشهری ها این مسئله را درک کرده بودند و علی رغم همه مصیبت هایی که در تیم و باشگاهشان داشتند یکدل، دست به دست هم دادند و در یک جبهه به اسم شاهین برابر مس به میدان رفتند. شاید خیلی ها در همین تیم چشم دیدن یکدیگر را نداشتند اما می دانستند فرصت نیمه نهایی جام حذفی از آن تک فرصت های امسال آن هاست. با این تفکر جلو آمدند و نتیجه اش را گرفتند... اما در کرمان گویا اوضاع کاملا غیر از این بود! عده ای کاملا مهیا بودند که از این فرصت برای مقاصد خودشان استفاده کنند ولو به قیمت حذف شدن تیم! در حالی که تیم آرامش می خواهد یک بازیکن زمین و زمان را در اردوی تیم به واسطه خودخواهی خود بهم می ریزد. در بوشهر به جای اینکه اوج نظم را برای این بازی حساس ببینیم تازه سه ساعت قبل از بازی مشخص می شود بازیکن ترکیب اصلی ما محروم است! شاهین بوشهر هنوز مدیر عامل مشخصی برای باشگاهش قبل از این بازی نداشت اما با همدلی تمام بوشهر اجازه کوچکترین حاشیه ای برای خود نمی دهد در مقابل از کرمان یک هواپیما مسئول و مقام مربوطه به بوشهر می رود و در نهایت تیم اسیر عجیب ترین حاشیه ها می شود!!
3_ قبل از بازی حرف های پولادی یک نکته بسیار طریف را روشن می کند... پولادی می گوید:" به کادر فنی تیم اصلا ربطی ندارد که من را تنبیه کند یا نکند، من فقط با کادر مدیریتی باشگاه طرفم. بلاژویچ کاره ای نیست در مورد من تصمیم بگیرد، با مدیران تیم صحبت می کنم و مشکلم را حل می کنم..." و این یعنی اوج هماهنگی بین کادر فنی و کادر مدیریتی یک باشگاه! یعنی هماهنگی فقط در کنفرانس مطبوعاتی و گرفتن دست یکدیگر برابر دوربین ها و زدن حرف های حماسی از هماهنگی پای دوربین ها و میکروفون ها خلاصه شده است. زمانی که یک بازیکن تا این حد به خود اجازه می دهد کادر مدیریتی باشگاهش را در برابر مربی و کادر فنی قرار دهد خودش میزان هماهنگی این دو را نشان می دهد! پولادی و امثال پولادی اگر ذره ای هماهنگی و یکی بودن تصمیمات را در بین دو قوه می دیدند یک لحظه به خود اجازه می دادند در لوای یکی از آن ها علیه دیگری قد علم کنند؟! وقتی تا این حد شکاف در یک باشگاه وجود داشته باشد اتفاق افتادن دیگر حوادث تلخ نظیر آنچه در بوشهر دیدیم کاملا طبیعی می شود... مردم کرمان درست است که صبور و نجیب هستند اما خوشبختانه احمق نیستند! و می توانند خیلی راحت از آنچه در تیمشان می گذرد نتیجه گیری کنند.
4_ تعجب در چنین مواقعی از بلاژویچ به آسمان میرسد... بلاژویچ یک مربی کاملا حرفه ایست و جای تعجب زیاد دارد از یک مربی تمام حرفه ای که بی نظمی را در تیمش تا این حد تحمل کند... این بار اولی نبود که چیرو به واسطه مشکلات حاشیه ای فریادش به آسمان میرسد و قطعا آخرین بار هم نیست. هرچند مشخص نیست این حواشی خواسته و یا ناخواسته برای تیم او درست می شود!! اما رفتار چیرو در برابر این ماجراها و سکوت طولانی او بیشتر تعجب همه را باعث می شود. شاید در کرمان خیلی ها دوست دارند که بلاژویچ با یک استعفای شسته و رفته خیال آن ها را راحت کند تا برنامه های جدید خود را در پیش بگیرند! اما بلاژویچ باید رفتاری غیر از این در پیش بگیرد و اجازه ندهد حق کرمانی ها در این که هرکه هرکار دلش خواست در تیم مس بکند، پایمال شود...شاید یک دنیا حرف در لبخند تلخ بلاژویچ بعد از گل پترویچ نهفته باشد. لبخندی که از صد فریاد خشم رساتر بود اما اگر زمانی قرار باشد مربی مس در مورد اتفاقاتی که در تیم او نباید تکرار شود صحبت کند آن زمان دقیقا همین حالاست..!
5_ با همه این ها مس افتاده باید یکبار دیگر بلند شود...آن ها از جام حذفی هم کنار رفتند و حالا فقط بازی های لیگی برای آن ها باقی مانده است که در آن هم فعلا در جمع فانوس به دستان قرار گرفته اند. خطر بیخ گوش عزیز ترین موجود فوتبالی های کرمان است. ظاهرا عده ای که باید مس را بلند کنند خودشان روی پیکر افتاده این تیم ایستاده اند و از مس نحیف شده این فصل می خواهند که بلند شود و البته با بلند شدن خود آن ها را هم بلند کند!! این اتفاق هرگز تا آخرین رمق مس هم رخ نمی دهد. در اینجاست که بازهم تاکید می کنیم آن هایی که باید مس را واقعا بلند کنند به صحنه برگردند و اجازه بی رمق تر از این شدن را به تیمشان ندهند. هواداران مس باید درک کنند بیشتر از هر زمانی تیمشان به حمایت آن ها در نیم فصل دوم نیاز دارد. اگر میدان توسط آن ها خالی شود اتفاقات در نیم فصل دوم به مراتب عجیب تر و تلخ تر از همه این هائیست که می بینیم... مس کمک لازم شده است. اگر هرکس امروز توانش میرسد که به این تیم کمک کند ولی کاری نکند، نه فقط در برابر خودش که در برابر تاریخ محکوم به پاسخگویی است چراکه با رخ دادن بدترین حادثه ممکن که حتی نمی خواهیم درمورد آن حرف بزنیم باید جواب یک عمر تاریخ را بدهد که چرا در عین داشتن توان، به این تیم کمک نکرد. این شامل بزرگترین نهادها در کرمان از استانداری گرفته تا خردسال ترین هوادار مس که می تواند این تیم را در ورزشگاه تشویق کند، می شود...همه ما در برابر این مس و در برابر همه کسانی که روی دوشش سوار شده اند مسئولیم...دست های همت و یکدلی حالا باید در هم فشرده شود چراکه فردا بسیار دیر است...درک این موضوع اصلا سخت نیست.

مسی ها که امید زیادی داشتند از این طریق بر همه زخم های خود در این فصل مرهمی بگذارند و سال 90 را از تلخی محض برای خود در بیاورند حالا باید با کامی تلخ تر و چشمانی کاملا نگران تر وضعیت تیم خود را دنبال کنند.
البته که رسیدن به فینال جام حذفی لیاقت می خواهد و آنچه که مسلم است این مس با این وضعیت شایستگی خود را برای رسیدن به این قله مهم نشان نداد.
نتایجی که مس در زمین می گیرد آینه تمام قد اقدامات رخ داده در این تیم در خارج از زمین است... حذف از جام حذفی تلخ بود اما تلخ تر از آن تداوم ناکامی ها در مس است.
مس دیگر فرصت کوچکترین اشتباه را ندارد و یا همین امروز باید تمام اتفاقاتی که منجر به ناراحتی نظیر غم بوشهر می شوند از تیم زدوده شوند و یا با ادامه آن ها در نیم فصل دوم که جای کوچکترین اشتباهی نیست روزگار خودمان را کاملا سیاه کنیم!
1_ برای کرمانی هایی که در به در به دنبال رسیدن به یک روزنه خوشبختی با تیم مس بودند عصر جمعه روز متفاوتی بود. آن ها اصلا دوست نداشتند لبخند کوچکی که تیم آن ها در جام حذفی بعد از مدت ها بر لبشان گذاشته بود خیلی زود جایش را به آه بر لبان آن ها بدهد. آن ها کاملا مترصد بودند تا از این روزنه برای آشتی با تیمشان استفاده کنند و یکبار دیگر نام مس را با غرور بر زبان بیاورند. تیم آن ها مدت هاست کارهای جدیدش را به کارهای ناامید کننده اختصاص داده است و رسیدن به فینال جام حذفی می توانست راه را برای فاکتور گرفتن همه آن اتفاقات باز کند و دوره جدید زندگی مس و هوادارنش را بعد از همه سیاهی ها شروع کند. اما عصر جمعه یکبار دیگر آنچه مس ارزانی هوادارنش کرد غم بود و قصه و آنچه از خود برای آن ها به یادگار گذاشت شکاف بیشتری بود که فعلا قرار نیست هیچکس برای پر کردن آن قدمی جلو بگذارد. عصر جمعه یکبار دیگر همه در کرمان دمق شدند و ناراحتی از صدای گرفته همه معلوم بود. در روزی که در بوشهر عروسی بود غم عالم بر دل کرمانی ها نشسته بود. غمی که مدت هاست بر دل آن هاست ولی نه تنها برایشان عادی نشده است که هرروز داغی آن به همت دوستان تازه می شود و باز تازه می شود...عصر جمعه شاه بیت سر زبان کرمانی ها کاملا مشترک بود... ان ها زیر لب زمزمه می کردند: چون دوست دشمنی کرد ، دیگر چه میتوان گفت، با یار ناجوانمرد دیگر چه میتوان گفت، با محرمان همراز،با همرهان ناساز،با همزبان بد عهد، دیگر چه میتوان گفت...؟!
2_ این باخت ها برای کرمانی ها قابل تحمل نیست چراکه قبل از اینکه به حریف ببازند از داخل خود شکست می خورند. تحمل باخت از حریف به مراتب راحت تر از این است که خود باختگی را تحمل کنیم. برای همه مثل روز روشن بود فرصت بازی با شاهین یک فرصت تاریخی است. بوشهری ها این مسئله را درک کرده بودند و علی رغم همه مصیبت هایی که در تیم و باشگاهشان داشتند یکدل، دست به دست هم دادند و در یک جبهه به اسم شاهین برابر مس به میدان رفتند. شاید خیلی ها در همین تیم چشم دیدن یکدیگر را نداشتند اما می دانستند فرصت نیمه نهایی جام حذفی از آن تک فرصت های امسال آن هاست. با این تفکر جلو آمدند و نتیجه اش را گرفتند... اما در کرمان گویا اوضاع کاملا غیر از این بود! عده ای کاملا مهیا بودند که از این فرصت برای مقاصد خودشان استفاده کنند ولو به قیمت حذف شدن تیم! در حالی که تیم آرامش می خواهد یک بازیکن زمین و زمان را در اردوی تیم به واسطه خودخواهی خود بهم می ریزد. در بوشهر به جای اینکه اوج نظم را برای این بازی حساس ببینیم تازه سه ساعت قبل از بازی مشخص می شود بازیکن ترکیب اصلی ما محروم است! شاهین بوشهر هنوز مدیر عامل مشخصی برای باشگاهش قبل از این بازی نداشت اما با همدلی تمام بوشهر اجازه کوچکترین حاشیه ای برای خود نمی دهد در مقابل از کرمان یک هواپیما مسئول و مقام مربوطه به بوشهر می رود و در نهایت تیم اسیر عجیب ترین حاشیه ها می شود!!
3_ قبل از بازی حرف های پولادی یک نکته بسیار طریف را روشن می کند... پولادی می گوید:" به کادر فنی تیم اصلا ربطی ندارد که من را تنبیه کند یا نکند، من فقط با کادر مدیریتی باشگاه طرفم. بلاژویچ کاره ای نیست در مورد من تصمیم بگیرد، با مدیران تیم صحبت می کنم و مشکلم را حل می کنم..." و این یعنی اوج هماهنگی بین کادر فنی و کادر مدیریتی یک باشگاه! یعنی هماهنگی فقط در کنفرانس مطبوعاتی و گرفتن دست یکدیگر برابر دوربین ها و زدن حرف های حماسی از هماهنگی پای دوربین ها و میکروفون ها خلاصه شده است. زمانی که یک بازیکن تا این حد به خود اجازه می دهد کادر مدیریتی باشگاهش را در برابر مربی و کادر فنی قرار دهد خودش میزان هماهنگی این دو را نشان می دهد! پولادی و امثال پولادی اگر ذره ای هماهنگی و یکی بودن تصمیمات را در بین دو قوه می دیدند یک لحظه به خود اجازه می دادند در لوای یکی از آن ها علیه دیگری قد علم کنند؟! وقتی تا این حد شکاف در یک باشگاه وجود داشته باشد اتفاق افتادن دیگر حوادث تلخ نظیر آنچه در بوشهر دیدیم کاملا طبیعی می شود... مردم کرمان درست است که صبور و نجیب هستند اما خوشبختانه احمق نیستند! و می توانند خیلی راحت از آنچه در تیمشان می گذرد نتیجه گیری کنند.
4_ تعجب در چنین مواقعی از بلاژویچ به آسمان میرسد... بلاژویچ یک مربی کاملا حرفه ایست و جای تعجب زیاد دارد از یک مربی تمام حرفه ای که بی نظمی را در تیمش تا این حد تحمل کند... این بار اولی نبود که چیرو به واسطه مشکلات حاشیه ای فریادش به آسمان میرسد و قطعا آخرین بار هم نیست. هرچند مشخص نیست این حواشی خواسته و یا ناخواسته برای تیم او درست می شود!! اما رفتار چیرو در برابر این ماجراها و سکوت طولانی او بیشتر تعجب همه را باعث می شود. شاید در کرمان خیلی ها دوست دارند که بلاژویچ با یک استعفای شسته و رفته خیال آن ها را راحت کند تا برنامه های جدید خود را در پیش بگیرند! اما بلاژویچ باید رفتاری غیر از این در پیش بگیرد و اجازه ندهد حق کرمانی ها در این که هرکه هرکار دلش خواست در تیم مس بکند، پایمال شود...شاید یک دنیا حرف در لبخند تلخ بلاژویچ بعد از گل پترویچ نهفته باشد. لبخندی که از صد فریاد خشم رساتر بود اما اگر زمانی قرار باشد مربی مس در مورد اتفاقاتی که در تیم او نباید تکرار شود صحبت کند آن زمان دقیقا همین حالاست..!
5_ با همه این ها مس افتاده باید یکبار دیگر بلند شود...آن ها از جام حذفی هم کنار رفتند و حالا فقط بازی های لیگی برای آن ها باقی مانده است که در آن هم فعلا در جمع فانوس به دستان قرار گرفته اند. خطر بیخ گوش عزیز ترین موجود فوتبالی های کرمان است. ظاهرا عده ای که باید مس را بلند کنند خودشان روی پیکر افتاده این تیم ایستاده اند و از مس نحیف شده این فصل می خواهند که بلند شود و البته با بلند شدن خود آن ها را هم بلند کند!! این اتفاق هرگز تا آخرین رمق مس هم رخ نمی دهد. در اینجاست که بازهم تاکید می کنیم آن هایی که باید مس را واقعا بلند کنند به صحنه برگردند و اجازه بی رمق تر از این شدن را به تیمشان ندهند. هواداران مس باید درک کنند بیشتر از هر زمانی تیمشان به حمایت آن ها در نیم فصل دوم نیاز دارد. اگر میدان توسط آن ها خالی شود اتفاقات در نیم فصل دوم به مراتب عجیب تر و تلخ تر از همه این هائیست که می بینیم... مس کمک لازم شده است. اگر هرکس امروز توانش میرسد که به این تیم کمک کند ولی کاری نکند، نه فقط در برابر خودش که در برابر تاریخ محکوم به پاسخگویی است چراکه با رخ دادن بدترین حادثه ممکن که حتی نمی خواهیم درمورد آن حرف بزنیم باید جواب یک عمر تاریخ را بدهد که چرا در عین داشتن توان، به این تیم کمک نکرد. این شامل بزرگترین نهادها در کرمان از استانداری گرفته تا خردسال ترین هوادار مس که می تواند این تیم را در ورزشگاه تشویق کند، می شود...همه ما در برابر این مس و در برابر همه کسانی که روی دوشش سوار شده اند مسئولیم...دست های همت و یکدلی حالا باید در هم فشرده شود چراکه فردا بسیار دیر است...درک این موضوع اصلا سخت نیست.















